سلام.
تاخیرها دلیل نمی خوان.آدم باید حسش بیاد تا بتونه علاقه هاشو پیاده کنه.
یه بابابزرگ خیلی دوست داشتنی داشتم.دلش به معنای واقعی جوون بود.با هم میشستیم عمو پورنگ میدیدیم.آدمای شاد و دوس داشت.همه هم دوسش داشتن.
ولی از اونجایی که شاعر میگه:
"گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است می چیند آن گلی که به عالم نمونه است"
چند وقت پیش برای همیشه رفت.رفت در حالیکه کلی خاطرخواه داشت و محبوب بود.![]()
رفت در حالیکه هنوز هیچ کدوم باور نکردیم دیگه نیست.
رفت در حالیکه هنوز فکر می کنم یه روز پا میشم و می بینم که همش خواب بود!
رفت...ولی خوب رفت.
با عزت رفت.
وقتی رفت که همه دوسش داشتن!
دیشب فک میکردم کاش منم اینطوری بمیرم!
فریدون عزیز یه شعری داره تو کتاب" از خاموشی" که خیلی دوسش دارم.به یاد بابایی خوبم یه کوچولوش و اینجا می ذارم:
تو نیستی که ببینی
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است!
هنوز پنجره باز است.
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری.
درختها و چمنها و شمعدانی ها
به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند.
تمام گنجشکان
که در نبودن تو
مرا به باد ملامت گرفته اند
تو را به نام صدا می کنند!
هنوز نقش تو را از فراز گنبد کاج
کنار باغچه
زیر درختها
لب حوض
درون آینه ی پاک آب می نگرند.
تو نیستی که ببینی!
از کسایی که یه فاتحه برای شادی روحش بخونن ممنون میشم!
نوشته شده توسط zohre در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت
یه سلااااااااااااااااام دوباره با کلی شرمندگی!!!
می دونم خیلی از دوستای گلم فکر کردن که وبمو بستم یا مثلا مردم و زیر آوار موندم و این حرفا...
ولی متاسفانه یا خوشبختانه هنوزم نفس می کشم!
هه!قرار بود ا"زبه" امیرخانی رو آپ کنم ولی باشه واسه یه دفه دیگه!
فعلا دوس دارم چند تا شعر جیگر بذارم.
آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست
من به آغاز دگر نمی اندیشم که همین دوست داشتن زیباست!
این شعر مال فروغ فرخزاده.اولین بار اینو تو کتاب"همخونه"خوندم.نوشته مریم ریاحی.یه کتاب فوق العاده جیگر که اسم شخصیت های اصلیش "شهاب" و "یلدا"ست.بعد این شهابه خیلی فوق العادس.اصلا هرکی میخونه عاشق این میشه
انقده سگههههههههههه که خدا می دونه.فقط تنها مشکلش اینه که یه کم الکی غیرتیه!!وگرنه بقیه چیزاش توپه![]()
![]()
حالا اینم یه شعر دیگه از فروغ فرخزاد که بازم تو همین همخونه خوندمش!
روز اول با خودم گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم نیز می گفتم
لیک با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما
آن من دیوانه ی عاصی بر سر پیمان خود بودم
در درونم های و هو می کرد
مشت بر دیوارها می کوفت ظلمت زندان مرا می کشت
روزنی را جستجو میکرد باز زندانبان خود بودم!
می شنیدم نیمه شب در خواب
های های گریه هایش را
در صدایم گوش می کردم
درد سیال صدایش را!
شرمگین می خواندمش بر خویش:
از چه رو بیهوده گریانی؟!
در میان گریه می نالید:
"دوستش دارم نمیدانی!"
روزها رفتند و من دیگر
خود نمی دانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم
یامن مغلوب دیرینم
بگذرم گر از سر پیمان
می کشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم!
" فروغ فرخزاد"
اینم وصف حال من بود!سعی می کنم زودتر بیام دوستای خوبم!
و
از همین جا تولد دوست خیلیییییییییی خوبم و بهترین دوستم"عسل"و بهش تبریک میگم(که ۲آبان بود)
و همین جا بهش میگم خیلیییییی دوسش دارم!
تا به زودی!
نوشته شده توسط zohre در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 15:32 موضوع | لینک ثابت
آری یک پدیده است .معجزه می کند!این چند آپ اخیر را فقط به پدیده ای می پردازم که به راستی دوستش دارم!!!!!!!
قلم تقدس خاصی دارد که هر کس نباید آنرا بدست بگیرد!ولی متاسفانه در جامعه امروز ما هر کس از راه می رسد این تقدس را نادیده گرفته و قلم بدست می شود.
همچین درجامعه ای که همه از بازار کتاب ناامیدند کسی هست که کتابهایش تا وارد بازار می شوند به چاپ دوم و سوم و...می رسند!کسی که حالا خودش صاحب سبک است و هرکس که کمی اهل مطالعه باشدحتمااو را می شناسد!![]()
اما این فرد عزیز و ارزشمند که تقدّس قلم را درک کرد همان جوان ۳۵ساله ای که می گوید اگر کتابهایش طرفدار نداشته باشد دیگر نمی نویسد کسی نیست جز:
رضا امیرخانی در سال ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد.در دبیرستان علامه حلی درس خواند و دارای مدرک کارشناسی در رشته مکانیک است و سردبیری سایت لوح را نیز به عهده دارد.
از بین آثار همیشه پر فروش امیرخانی،کتاب فوق العاده ارمیا در جشنواره آثار ۲۰سال دفاع مقّدس برگزیده شد و در اولین دوره جشنواره مهر و دومین جشنواره دفاع مقدس مورد تقدیر قرار گرفته است. همچنین كتاب من او ،در دومین جشنواره مهر مورد تقدیر قرار گرفته و یكی از سه كتاب برگزیده منتقدان مطبوعات و سه كتاب برگزیده سال 79 بوده است.
کتاب "من او"، اکنون چاپ۱۶خود را می گذراند و کتاب "ازبه"چاپ ۹،"داستان سیستان" ، چاپ ۱۵و بیوتن تنها پس از گذشت ۲ماه به چاپ سوم رسیدهبه نظر شما این فوق العاده نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
استاد رضا امیر خانی ، انقدر شهرت پیدا کرده که حالا منتقدهای بزرگ او را به نقد می کشند!من نمیگم که کتابهای او بدون هیچ عیبیست...نه!ولی خیلی قاطع و مطمئن می گم که استاد رضا امیرخانی بی نظیر است.او مثل هیچ کس نیست.یک انسان با اعتقاد که در مورد خط به خط نوشته های کتابش فکر کرده!انقدر جمله های کتابهایش زیباست که آنها را می نویسم تا هر چند وقت یکبار آنها را ببینم!
آپ بعدی من در مورد "ازبه"است.اولین کتابی که من از استاد خوندم و این آشنایی رو مدیون استاد ادبیاتم هستم و ازش متشکرم!
از اونجا یا بهتر بگم بعد از خوندن کتاب بعدیش"ارمیا"بود که من به راستی عاشق این نویسنه شدم!
امیدوارم به زودی نوشته های ارزشمند دیگرش رو بخونیم!و همواره براشون آرزوی بهترینها رو می کنم
![]()
نوشته شده توسط zohre در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 13:38 موضوع | لینک ثابت
سلاااااااام
امیدوارم حال همگی خوب خوب باشه
گفته بودم دوس ندارم درد دل کنم ولی گاهی وقتا واقعا نمی شه!!!!!گاهی وقتا حسی رو که تو دلت جمع شده به هیچکس نمی تونی بگی و فقط دوس داری بنویسیش!!!
اصلا نمی دونم از کدومش بگم!این چندوقته انقدر ضربه خوردم که حس می کنم دیگه ضذ ضربه شدم!دیگه نمی تونم واکنش نشون بدم!نمی دونم....ولی خیلی سخته...اینکه بخوای حرف بزنی ولی نتونی ....کسی نباشه که درکت کنه!سخت نیست....وحشتناکه...وحشتناک!
خدایا!او را که در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نگذار!
...گاهی وقتا در لحظه های آخر که باید هر چی تو دلته بگی می بینی هیچ حرفی برای گفتن نداری![]()
گفتمش دل می خری پرسید چند؟!
گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود!![]()
روزگارتان پر عشق!![]()

نوشته شده توسط zohre در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 12:46 موضوع | لینک ثابت
هر کسی همنفسم شد دست آخر قفسم شد
من ساده به خیالم که همه کار وکسم شد
اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید
زیر چشمه مهربونی خواب یک توطئه می دید!!!!
بازم من موندم اون بغض سنگین توی گلوم که می ترسم بشکنه...آخه نمی دونم این دفعه به کدامین بهانه اشکهام رو برای دیگران توجیه کنم...!!!!!!!
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
!
نوشته شده توسط zohre در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 10:7 موضوع | لینک ثابت
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!خوب امروز کلی مبارکه.....
دس ...دس .....سوت ...سوت...(بچه های خودمون می دونن این ینی چی
)
خوب به ترتیب سن از بزرگ به کوچیک!
سالروز بزرگداشت "شاه گل گلستان شاعری"سعدی بزرگ و گرانقدر رو گرامی می داریممممممم(۱اردیبهشت بود) انصافا که اونطور که باید قدرش رو نمی دونیم و یه جورایی کوتاهی می کنیم![]()
حالا یه غزل خوشگل از سعدی می ذارم ایشالا که خوشتون بیاد:
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی!
آن نه خالست و زنخدانو سر زلف پریشان که دل اهل نظر برد که سریست خدایی!
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند تو بزرگی ودر آیینه کوچک ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان این توانم که بیایم به محلت به گدایی
عشق ودرویشی و انگشت نمایی وملامت همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی
روز صحرا وسماعستو لب جوی و تماشا در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی!
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
شمع را باید ازین خانه به در بردن وکشتن تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی
سعدی آن نیست که هرگز زکمندت بگریزد که بدانست که در بند تو خوشتر که رهایی
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دوهوایی!

روحش شاد![]()
مناسبت دوم
تولد دوست خوبم آقا طاهر (۱اردیبهشت)رو بهش تبریک می گم!
البته با تاخیر
امیدوارم در ۳۵بهار زندگیت بتونی به هرچی که میخوای برسی و آخرین باری باشه که تولدت رو بدون نیمه گمشدت جشن می گیری![]()
![]()
![]()
با آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی:
سرمایه عمر یک نفس است
آن یک نفس هم برای یک همنفس است
گر با همنفسی لحظه نشینی
مجموع حیات عمر همان یک نفس است![]()
اینم کیک تولد(کادوتم محفوظه)

بعدش ۳اردیبهشت هم فک کنم بزرگداشت شیخ بهایی هستش.دیگه اونم گرامی.!!!
اینم یه شعر از خودم که البته اصلا من شاعر خوبی نیستم ولی خوب قرار نیست همه شعرا که خوشگل باشن![]()
ابر چشمانم عجیب بارانیست دل تنگم چه جور طوفانیست!
سرنوشت انگاشت اینگونه برایش که سراسر عمرش عایدش تنهاییست!
آنکه از عشق و پاکی دم می زدش حال می فهمد دلم تاچه حد رویاییست!
ساده بود این دل من شد اسیر در پی خیال پاکی که فقط موروثیست!
ارث پدر بودش آن چشمان پاک حرفهای پاکش پس طبق چیست؟!
وه نخند ای دل که بر توست این گناه که گمان بردی عاشقی زین سادگیست!
پس کنون ای دل چرا دلتنگ شدی؟! وندرین قلب شکسته جاپای کیست؟!
پس به حراجی بده بر دست صبا قلبت را
وبگو قلب رها در حسرت مردانگیست!![]()
![]()
البته من تازه کارم ببخشید که کم وکاستی داره![]()
تا به زودی!
نوشته شده توسط zohre در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 16:14 موضوع | لینک ثابت
دوباره اومدم با یه شعر خوشگل
آرزو دارم شبی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را
می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که شبها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را موبه مو از بر کنی!![]()
![]()
زندگیتون لبریز از عشق!

نوشته شده توسط zohre در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 15:31 موضوع | لینک ثابت
اینم یه غزل خوشگل از حضرت حافظ ![]()
عیدی دوست خوبم
امیدوارم خوشتون بیاد
(عسل جون مخصوصا شما اون بیت اول و خوب بخون
)
برهان ملک و دین که ز دست وزارتش ایام کان یمین شد و دریاسیار هم
بر یاد راءی انورا و آسمان به صبح جان می کند فدا وکواکب نثار هم
گوی زمین ربوده ی چوگان عدل اوست وین برکشیده گنبد نیلی حصارهم
عزم سبک عنان تو در جنبش آورد این پایدار مرکز عالی مدار هم
تا از نتیجه ی فلک و طور دور اوست تبدیل ماه وسال و خزان و بهار هم
خالی مباد کاخ جلالش ز سروران وز ساقیان سرو قد و گلعذار هم
دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد وجان نیز هم
اینکه می گویند آن خوشتر زحسن یار ما این دارد و آن نیز هم
یاد باد آن کو به قصد خون ما عهد را بشکست و پیمان نیز هم
دوستان در پرده می گویم سخن گفته خواهد شد به دستان نیز هم
چون سر آمد دولت شبهای وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم
زندگیتون پر عشق![]()

نوشته شده توسط zohre در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 15:14 موضوع | لینک ثابت
سلام
اول از همه بابت بد قولیم معذرت می خوام قرار بود دیروز آپ کنم ولی نشد....![]()
حالا...![]()
دوم عید باستانی نوروز رو به همه عزیزان تبریک می گم امیدوارم سالی مملو از عشق و زیبایی برای همتون باشه![]()
![]()
سوم میلاد با سعادت نور چشم مسلمین پیامبر اکرم رو تبریک می گم![]()
و چهارم.....یه شعر خوشگل
سیب سرخی را به من بخشید و رفت
عاقبت بر عشق من خندید و رفت
اشک در چشمان سردم حلقه زد
بی مروت گریه ام را دید و رفت
این گلای خوشگل هم تقدیم به همه شما گلا
باز هم سال نوتون مباررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک![]()
![]()
در ضمن هرکس هر عیدی بخواد من آمادم بگه بهش می دم پیشنهادات شما با آغوش باز پذیرفته می شو
د
نوشته شده توسط zohre در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 10:39 موضوع | لینک ثابت
من دیگه نیستم تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ۵فروردین
پس مجبورم از همین حالا عیدو تبریک بگم
راستش دلم نمی خواد این دم اخری تو آخرین آپم در سال ۸۶ غمگین بنویسم ولی چیزی که هست امسال بدجوری این دم عیدی حالم گرفته شد
اصلا انتظار نداشتم....![]()
![]()
![]()
البته یه جورایی هم تقصیر خودم بود کاش می شد تو خیالات پاک ومعصوم و زیبا باقی می موندم و هرگز به این حقیقت تلخ پی نمی بردم![]()
اولین سالیه که دم عید حالم اینطوری گرفتس...![]()
![]()

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم دل دادم و شعر عشق انشا کردم
نی نی غلطم کجا سرودم شعری؟ تو شعر سرودی ومن امضا کردم!
این شعر از حمید مصدقی .
موقع تحویل سال اون موقع که دارین دعا رو می خونین منم دعا کنید
![]()
![]()
برای همتون یه سال نوی خوشگل و پر از عشق آرزو می کنم و امیدوارم همیشه حضور خدا رو تو زندگی سبزتون حس کنین![]()
![]()
عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند
عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای![]()
ایشالا تا ۵ فروردین


نوشته شده توسط zohre در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 16:9 موضوع | لینک ثابت
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه یه چیزایی هست که باید بگم:
از این به بعد مطالب این وبلاگ صرفا برای ذات مقدس عشق نوشته می شوند وبس...
روزگار خشن وسخت شده ..نمی دونم اصلا اینا می فهمن احساس یعنی چی؟
فقط ژست می گیرن وحرفشو می زنن که آره عواطف آدما واسم مهمه ولی همونا هیچ چی از احساس نمی فهمن...
نمی دونم چی بگم ...انگار آدمای این دوره زمونه بویی از عشق وعاطفه نبردن...
ولی دیگه مهم نیست!
ای عزیز جانم!
من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم!
یک بهانه پوچ عاشقانه می خواهم!
از غمی که می دانم
با تو ماندنم مرگ
بی تو بودنم هرگز
اگر چنین باشد من بهانه می گیرم
عاشقانه می میرم!![]()
نوشته شده توسط zohre در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 15:47 موضوع | لینک ثابت
دوستان عزیزم!
از تک تک گلهایی که به این کلبه سر می زنند یه تقاضا دارم:
برام دعا کنید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در اولین فرصت میام وآپ جدید می کنم و جواب نظرهای پرمهرتون رو می دم![]()
ممنون از همتون![]()
نوشته شده توسط zohre در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 20:14 موضوع | لینک ثابت
سلااااام به همه دوستای گلم
اگه تاخیر کردم بذارید به حساب مشغله هاو از این جور حرفا![]()
سپندرمرزگان روز عشاق ایرانی رو به همه عاشقا واونایی که قراره یه روز عاشق بشن تبریک می گم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
توی این روز همه عشاق(به استثنای دوست دختر دوست پسرا)کنار دریا می رن و یک قفل رو تو آب میندازن بدین معنا که پیوندشون هرگز از هم نگسلد![]()
![]()
خوش باشید وپایدار![]()
سیه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد![]()

نوشته شده توسط zohre در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 18:17 موضوع | لینک ثابت
سلام گلا
من برای ولنتاین اپ نمی کنم ولی برای سپندرمرزگان خودمون حتما به وقتش این کارو انجام می دم
یه شعر فوق العاده از استاد فریدون مشیری می ذارم
من که خیلی ازاین شعر خوشم اومد (گرچه شعرای استاد همش دوست داشتنیه
)امیدوارم شماهم خوشتون بیاد![]()
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان "آدم"
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرد!
گرچه آدم زنده بود![]()
از همان روزی که یوسف را برادرهابه چاه انداختند
از همان روزی که باشلاق وخون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود![]()
بعد دنیا هی پراز آدم شدو این آسیاب
گشت وگشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت!
قرن ما روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیاز خوبیها تهیست
صحبت از آزادگی پاکی مروت ابلهیست!
صحبت از عیسی و موسی و محمد نابجاست
قرن"موسی چمبه"هاست![]()
روزگار مرگ انسانیت است:
من که از پژمردن یک شاخه گل
ازنگاه ساکت یک کودک بیمار
ازفغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر-حتی قاتلی بردار-
اشک در چشمان وبغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله اشک وخونم در سبوست
مرگ اورا از کجا باور کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای!جنگل را بیابان می کنند
دست خون آلود رادر پیش چشم خلق پنهان می کنند !![]()
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند!![]()
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن:مرگ قناری درقفس هم مرگ نیست
فرض کن:یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن :جنگل بیابان بود از روز نخست!
در کویری سوت وکور در میان مردمی با این مصیبتها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است!!!

نوشته شده توسط zohre در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 17:20 موضوع | لینک ثابت
فقط محظ یادآوری میگم وبلاگ من سینمایی نیست این ۲تاخبر هم چون مهم بود گفتم
ولی دوباره می رم سر موضوع خودم
اگه بازم خبر مهمی بود میگم![]()
اگه خواستی بدونی کسی دوست داره یا نه تو چشاش زل بزن
اگه نگات کرد بدون عاشقته![]()
![]()
اگه سرشو انداخت پایین وخجالت کشید بدون بدون تو می میره![]()
![]()
اگه سرشو انداخت پایین ویه لحظه رفت تو فکر بدون برات می میره![]()
![]()
و اگر هم خندید بدون اصلا دوست نداره![]()
![]()
![]()
توجه کردین همه پسرای امروزی(یعنی ۹۹ درصدشون
)بهت لبخند می زنن؟
این یعنی ۹۹درصد دخترا سر کارن
خوش به حال اون ۱درصد![]()
شبی از پشت یک تنهایی غمناک وبارانی تورا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم![]()
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم![]()
![]()
روزگارتان پر عشق باد![]()
![]()

نوشته شده توسط zohre در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 17:14 موضوع | لینک ثابت
از شنبه رقص پرواز با بازی بازیگر همیشه در صحنه گل
شهاب حسینی روی انتن شبکه۱ رفت
به همه هواداراش تبریییییییییییییییییییییییییییییییییک
(جدیدا تولدش هم بود)

انصافا شهاب از اون بازیگرای ماه روزگاره که مثل بعضیها
لازم نیست انقدر به خودش ور بره بچه خوشگل خدایی هست![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط zohre در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 16:15 موضوع | لینک ثابت
تو سپیدی من سیاهم/خسته ای گم کرده راهم
تو طلوع هر امیدی/من غروبی ناامیدم
تو سپید ودل سیاهی/من سیاه ودل سپیدم
اشتیاق با توبودن/بوده تنها اشتباهم
من مطمئن نیستم که درست فکر می کنم یا نه
یعنی اولش مطمئن بودم ولی بعد از فهمیدن یه سری چیزا همچین یه خورده شک کردم
شک که نه...دیگه اونقدا هم به پاکیش مطمئن نیستم![]()
دعا کنین مطمئن شم دارم در موردش اشتباه می کنم واون با بقیه فرق داره![]()
اینم واسه هر کی برام دعا کنه![]()
نوشته شده توسط zohre در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 16:16 موضوع | لینک ثابت

حامد بهداد که با بازی در روز سوم ثابت کرد یکی از بهترینهاست
حالا با فیلم فوق العاده زیبای"یک مشت پر عقاب"به رسانه ملی بازگشت![]()
![]()
این بازگشت و به همه دوستداراش تبریک می گم![]()
![]()
![]()
همه ببینید هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
نوشته شده توسط zohre در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 16:33 موضوع | لینک ثابت
این واسه اوناییه که به قول خودشون وقت ندارن از این کتابای عشقولانه بخونن
حالا من میذارم بلکه یه نگاهی بکنن ویه اتفاق خوب بیفته![]()
![]()
خدا مشتی خاک را برگرفت.می خواست لیلی را بسازد از خود در او دمید.و لیلی پیش از آنکه با خبر شود عاشق شد!
سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد.لیلی باید عاشق باشد.
زیرا خدا در او دمیده است
و هر که خدا در او بدمد عاشق می شود![]()
لیلی نام تمام دختران زمین است.نام دیگر انسان![]()
![]()
امیدوارم یه روزی همه طعم عشق و بچشن![]()
گل برای همه
نوشته شده توسط zohre در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 16:20 موضوع | لینک ثابت
به قول خواننده خوب پاپ کشورمون" بنیامین"الان سالهاست که حال عاشقا چندان تعریفی نداره
اما چرا؟چرا تو این دوره زمونه لیلی ومجنون کم پیدا میشن؟(البته شخصا کار آخر مجنون ودوس نداشتم)
نمی دونم شاید ما یادمون رفته بدون عشق نمی شه زندگی کرد![]()
تپش قلب دلیلی دارد من سئوالی دارم!
تپش قلب من از بابت چیست؟
من به دنبال کسی می گردم که دلیل تپش قلب مرا می داند![]()
الان درست ۶ماه و۶روزه که عاشق شدم.
عنی ۶ماه و۶روزه که شب وروز ندارم
می دونی یعنی چی؟ عمرا مگراینکه عاشق باشی![]()
![]()
دعا کنید همه عاشقا به عشقشون برسن![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط zohre در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت
about me

من متولد 13/7/71
اهل تهران
حقوق و روانشناسی رو خیلی دوس دارم
آهنگای غمگین پاپ هم خیلی دوس دارم
کتاب هم همه جوره از نوع رمانشو دوس دارم
شعرای فریدون شیری رو هم خیلی دوس دارم
..............................................................
من در این کلبه خوشم
تو در آن اوج که هستی خوش باش
من به عشق تو خوشم
تو به عشق هرکه هستی خوش باش!
فهرست اصلی
پیوندها
دوستان عزیزم
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY